درباره ی فیزیک و فلسفه

یا لطیف

با شکست آلمان در جنگ اول، تغييرات زيادي در شرايط و وضعيت جامعه آلمان بوقوع پيوست جنگ در ماه نوامبر 1918 خاتمه يافت جنگي که بيش از دو ميليون آلماني در آن کشته شده بودند و تنها چيزي که از مرگ آنها نصيب کشور آلمان شده بود  شکستي مفتضحانه بود  از تبعات برجسته شکست آلمان در جنگ، شورش هاي متعددي بود که در خيابان هاي شهرهاي مختلف آلمان جريان داشت و نهايتا منجر به انقلابي سوسياليستي در برلين گرديد بعضي از رهبران اين انقلاب، يهودي بودند  و اين امر در واقع يکي از ريشه هاي اصلي نفرت و يهودستيزي بويژه در بين بسياري از سياستمداران دست راستي آلمان بود آهنگ انقلابي آلماني هزاران تن از سربازان سابق اقدام به راه اندازي گروه هايي شبه نظامي به نام فريکورپ نمودند تا با انقلاب مبارزه کنند و اين فريکورپ ها داراي عقايد و افکاري بودند که هيتلر بعدها همانها را به عنوان مبناي ايدئولوژيک خود برگزيد بسياري از فريپکورپ ها به شدت ضد  سامیان (از نژاد یهود و عرب همان بابلیان قدیم و آشوری ها) بودند و قويا اعتقاد داشتند که يهودي ها هم مسبب گسترش کمونيسم و هم مسئول شکست آلمان در جنگ اول هستند.

و حتي يکي از  گروه هاي فريکورپ اقدام به انتخاب نشاني براي خود کرد که در اصل، نمادي نژادپرستانه به نام هاکنکروز يا سوآستيکا (هر دو به معناي صليب شکسته) بود اعضاي فريپکورپ، رهبران شان را پيشوا مي ناميدند و بسياري از افراد حزب نازي در واقع از اعضاي همين فريپکورپ ها بودند افرادي نظير هاينريش هيملر که بعدها رئيس اس اس شد گريگور اشتراوسر يکي از مهم ترين رهبران اوليه حزب نازي و رادولف هس.... که بعدها فرمانده اردوگاه آوشويتز شد اما هيتلر عضو هيچ فريپکورپي نبود.او به مونيخ بازگشت در حاليکه از شکست در جنگ سرخورده بود و ديگر اميدي به ادامه حضور در ارتش نداشت و به نظر ميرسيد که آشفته و بي هدف است هيتلر شروع به بيان سخنراني هاي جناح راست براي هم قطارانش نمود که در آنها راجع خطرات کمونيسم هشدار مي داد و از اين زمان به بعد بود که تفکر و شخصيت واقعي هيتلر نمود پيدا کرده و شروع به متبلور شدن نمود اما اينکه چه تعداد از اين عقايد از قبل در هيتلر وجود داشته هنوز در معرض ترديد قرار دارد اما آنچه با اطمينان گفت اين است که در تابستان 1919 او درباره اعتقادات و اهدافش به يقين رسيد هيتلر در نامه اي که در سپتامبر 1919 نوشته است.

خواهان حذف يهوديان از آلمان و حضور يک حکومت قدرتمند ملي شده بود در اين زمان، هيتلر 30 ساله احساس ميکرد که ماموريت خود در زندگي را پيدا کرده و اين ماموريت، نخستين وجهه و جذبه کاريزماتيک وي را شکل داد هيتلر به حزب کارگران آلمان پيوست که در آن زمان، يکي از گروه هاي کاملا دست راستي در مونيخ بود و شروع به سخنراني هايي در گردهمايي هايي که در تالارهاي صرف آبجو برگزار ميشدند، نمود سخنراني هايي که امروز براي ما، بسيار تند و نمايشي به نظر مي رسند در ان زمان باعث شهرت سريع هيتلر در محافل سياسي مونيخ شد به نظر ميرسيد وي قادر است خشم و عصبانيتي که بسياري افراد در خود احساس ميکردند و ميل دروني آنها به مقصر دانستن فردي ديگر (بويژه بهوديان) در قبال مشکلاتي که آلمان با آنها مواجه بود را به خوبي بيان کند در اين سخنراني که در سال 1933 بيان شده به خوبي ميتوان مشاهده کرد که نفرت و کينه شخصي هيتلر چطور به مخاطبانش نيز منتقل مي شود.

کشمکش بين افراد و دشمني ميان آنها توسط احزاب ذينفع خاصي گسترش پيدا مي کند آنها، يک گروه کوچک و بي اصل و نسب بين اللملي هستند که افراد را بر ضد يکديگر تحريک ميکنند و نميخواهند که افراد در صلح باشند آنها افرادي هستند که در خانه خود هستند و در عين حال انگار در همه جاي دنيا هم حضور دارند و ريشه و وطن خاصي که در آن رشد کنند، ندارند اما فردي که امروز در برلين زندگي ميکند، فردا در بروکسل روز بعد در پاريس و سپس در پراگ... وين...لندن و همه جا را خانه خود مي داند  صدايي از بين جمعيت : يهودي ها.... آنها تنها کساني هستند که مي توانند واقعا به عنوان عناصر بين المللي در نظر گرفته شوند چون کسب و کار خود را در همه جا اداره مي کنند.

 

در اين زمان، بسياري از مردم در احساسات ضديهود هيتلر شريک بودند و ناشکيبايي و آتشي مزاج بودنش به عنوان يک نقطه قوت شخصيتي تلقي مي شد هانس فرانک که بعدها تبديل به يکي از سران حزب نازي شد در سال 1920 براي نخستين بار سخنراني هيتلر را شنيد و درباره هيتلر ميگويد "همه چيز از قلب انسان نشات ميگيرد" "و انگار هيتلر همه ما را محسور کرده بود" "او آنچه در ضمير افراد حاضر بود را به زبان مي آورد" و اين نکته اي کليدي درباره کاريزماي هيتلر است چون کاريزما به خودي خود در افراد وجود ندارد و تنها در فعل و انفعالات متقابل بين فرد و مخاطبانش ايجاد مي شود فردي شبيه هيتلر که به مخاطبانش آنچه خواهان شنيدنش بودند را مي گفت خيلي از آنها مدت ها بود خواهان رهبري کاريزماتيک بودند تا آنها را از بدبختي و فلاکت نجات دهد 

 هيملر درباره هيتلر ميگفت : او بدون شک مرد بزرگي است"که مافوق همه بوده و انساني کاملا خالص و بر حق است

+ نوشته شده در  92/03/20ساعت   توسط محمد فاضل حبیبی  |